فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

الهی!

  من غلام آن معصیتم که مرا به عذر آرد...و از آن طاعت بیزارم که مرا به عُجب آرد

 

الهی!

 

   گدای تو به کار خود شادان است...هرکه گدای تو شد در دو عالم سلطان است

 

الهی!

 

  چون یتیم بی پدرگریانم...

 

                    درمانده در دست خصمانم...

 

                                      خسته گناهانم و از خویشتن بر تاوانم...    

 

  خراب عمر و مفلس روزگار..من آنم...

 

        *خداوندا به فریادرس که از ناتوانی خود به فریادم*


برچسب‌ها:

تاريخ : جمعه 04 بهمن 1392 | 15:45 | نویسنده : mohammad0011 | ارسال نظر(0)

 

 

سه چیز مهم !

سه چیز را با احتیاط بردار : قدم, قلم, قسم

سه چیز را پاک نگهدار: جسم, لباس, خیال

از سه چیز خود را نگهدار: افسوس, فریاد, نفرین کردن

سه چیزرا بکار بگیر : عقل, همت, صبر

اما سه چیز را آلوده نکن : قلب, زبان, چشم

سه چیز را هیچگاه و هیچوقت فراموش نکن: خدا, مرگ, دوست خوب

 

 

 

وقتی راه رفتن آموختی، دویدن بیاموز

و دویدن که آموختی ، پرواز را

---------------------

راه رفتن بیاموز، زیرا راه هایی که می روی جزیی از تو می شود و سرزمین هایی که می پیمایی بر مساحت تو اضافه می کند

---------------------

دویدن بیاموز ، چون هر چیز را که بخواهی دور است و هر قدر که زودباشی، دیر

---------------------

و پرواز را یاد بگیر نه برای اینکه از زمین جدا باشی، برای آن که به اندازه فاصله زمین تا آسمان گسترده شوی

---------------------

من راه رفتن را از یک سنگ آموختم ، دویدن را از یک کرم خاکی و پرواز را از یک درخت

---------------------

بادها از رفتن به من چیزی نگفتند، زیرا آنقدر در حرکت بودند که رفتن را نمی شناختند

---------------------

پلنگان، دویدن را یادم ندادند زیرا آنقدر دویده بودند که دویدن را از یاد برده بودند

---------------------

پرندگان نیز پرواز را به من نیاموختند، زیرا چنان در پرواز خود غرق بودند که آن را به فراموشی سپرده بودند

---------------------

اما سنگی که درد سکون را کشیده بود، رفتن را می شناخت

کرمی که در اشتیاق دویدن سوخته بود، دویدن را می فهمید

و درختی که پاهایش در گل بود، از پرواز بسیار می دانست

---------------------

آنها از حسرت به درد رسیده بودند و از درد به اشتیاق و از اشتیاق به معرفت

---------------------

و کمال معرفت آن است که

خودت را باور داشته باشی


برچسب‌ها:

تاريخ : جمعه 04 بهمن 1392 | 14:13 | نویسنده : mohammad0011 | ارسال نظر(0)

                                              بسم الله الرحمن الرحیم

 

دردین مبین اسلام برای هر جنسیتی وظایفی است که هدف از این وضع وظایف تکامل افراد

ورسیدن به مقامی است که در واقع خیلی ها برای رسیدن به آن مقامات متأسفانه بخاطر نداشتن

 

استاد صحیح وسالم از رذایل به خطر افتادند  برای همین ابتدا باید بدانیم که هستیم؟ و چه

 

وظیفه ای داریم؟ حال اگر هر فرد در وظایف جنس مخالف خود دخالت کند درواقع به امری

 

دست زده که خلاف حقیقت عالم دنیا وحتی عقبی است برای همین تفکیک وظایف از اهم دقدقه

 

هایی است که هر فرد باید درپی آن باشد اینکه بخاطر مشکلات دنیویانسان توجیه کند وبگوید

 

وجود من در فلان پست کاری(که البته مخالف وظایف من است) نیاز است او در واقع برای

 

حل مشکلات مشکل تراشی کرده ولی چون حقیقت را نمی بیند احساس گناه وخطا نداشته وحتی

 

افتخار هم می کند.

 

پس باید بکوشیم تابدانیم برای نیل به حقیقت خودمان باید به چه کارهای

 

توسل و وتوجه نماییم.


برچسب‌ها:

تاريخ : پنج‌شنبه 03 بهمن 1392 | 20:50 | نویسنده : mohammad0011 | ارسال نظر(0)

ازدواج موقت در قرآن

 

(( فَما استَمتَعتُم بِهِ مِنهُنَّ فَآتوهُنَّ أُجورَهُنَّ فَریضَةً )) ترجمه: [زنانی را که مُتعه(ازدواج موقت) می کنید واجب است مِهر آنها را بپردازید] سوره مبارکه نساء آیه 24

 

علاوه بر منابع شیعه، معتبرترین منابع اهل سنت نیز یادآور شده اند که این آیه درباره ازدواج موقت نازل شده است از جمله این منابع: 1- صحیح بخاری(4/1642 ح4246)  2- صحیح مسلم(3/71 ح172 کتاب الحج) 3- مسند احمد(5/603 ح19406) 4- تفسیر کشّاف(1/498) 5- الدرّالمنثور(2/484)

 

ازدواج موقت در نظر صحابه

 

ازدواجی که از نظر خداوند(جلّ جلاله) و به تبع، پیامبراکرم(ص) حلال شمرده شد شکی نیست که عمل به آن برهمگان(البته با شرایط مخصوص نکاح موقت) مباح می باشد و حتی در منابع اهل سنت هم به بزرگانی اشاره شده است که ازدواج موقت نموده اند که از جمله آنها:

 

در صحیح مسلم از جابر ابن عبدالله انصارى نقل شده كه مى گفت: ما در زمان پيامبر(ص) به طور ساده اقدام به ازدواج موقت مى كرديم و اين وضع ادامه داشت تا اينكه عمر درمورد عمرو ابن حريث از اين كار (بطور كلى) جلوگيرى كرد.

 

صحيح مسلم (باب النکاح حدیث 16)

 

در سیر أعلام النبلاء آمده: إبن جريج (ازعلمای بزرگ اهل سنت) با 90زن مُتعه کرد؛ حتی او شبها يک ظرف روغن کُنجد به خود تنقيه می کرد تا بتواند نزديکی کند!

 

سير أعلام النبلاء ج6/ص333

 

همانطور که در ضمن روایت جابر اشاره شد، عمر ابن خطاب با وجود اینکه ازدواج موقت در زمان پیامبر(ص) امری حلال شمرده می شد در اواخر زمان خلافت خود آن را تحریم کرد اما با وجود این تحریم و حتی قرار دادن عقوبت از جانب خلیفه دوم، عده ای از بزرگان صحابه و تابعین همواره بر حلّیت آن تأکید داشتند که حضرت علی(ع) از جمله آنها بوده که فرمودند: اگر عمر از ازدواج موقت جلوگیری نمی کرد، جز افراد تیره بخت، کسی به سراغ زنا نمی رفت.

 

تفسیر طبری ج5 ص9

 

إبن حزم اندلسی در المحلّی می گوید: گروهي از گذشتگان بر حلّيت مُتعه بعد از رسول خدا(ص) باقی ماندند. در بين ايشان از صحابه: أسماء دختر ابو بکرصديق است وجابر ابن عبد الله انصاری و ابن مسعود و ابن عباس ومعاويه وعمرو بن حريث و ابو سعيد خُدری و سلمه ومعبد فرزندان امية بن خلف می باشد.

 

و از تابعین: طاوس و عطاء و سعید ابن جبیر و سائر فقهای مکّه.

 

المحلّى ج9 ص519

 

آیا مالک ابن انس و احمد ابن حنبل قائل به جواز ازدواج موقت بوده اند؟

 

هم چنين از مالک ابن أنس و أحمد ابن حنبل، رهبران مذاهب مالکی و حنبلی نيز قول به جواز مُتعه نقل شده است :

 

مالک بن أنس می گويد که متعه جايز است زيرا در ابتدا مشروع بوده است. پس همينطور باقي می ماند تا نسخش مشخص شود. مشهور است كه ابن عباس نيز آن را حلال ميدانست و بيشتر اصحاب او از اهل يمن و مكه نيز به تبعيت از ايشان، آن را جايز مي داستند.

 

تبيين الحقائق(ابومحمد زيلعي) كتاب النكاح باب المتعة

 

از إبن قدامه نقل شده كه ابوبكر گفت: روايت ديگری وارد شده كه طبق آن، مُتعه مكروه است، نه حرام؛ چون ابن منصور از احمد پرسيد و او گفت: به نظر من، دوری كردن از آن (متعه) بهتر است. گفت: پس ظاهر اين گفته، كراهت است نه حرمت.

 

المغنی ج7 ص136

 

آیا حکم ازدواج موقت نسخ شده است؟

 

اهل سنت برای اینکه بتوانند برای این همه منابع تفسیری و روایی و حتی نگرش اصحاب پیغمبر(ص) در تأیید این نوع نکاح، پاسخ قابل قبولی داشته باشند، قائل به این می شوند که حکم حلّیت ازدواج موقت از بین رفته است اما جالب است که بدانید رواياتى كه درباره نسخ این حكم ادعا مى كنند كاملاً مختلف و پريشان است، بعضى مى گويند خود پيامبر(ص) اين حكم را نسخ كرده و بعضى مى گويند ناسخ آن آيه طلاق است: (( إذا طَلقتُمُ النّساءَ فَطَلقوهُنَّ لِعِدَّتِهنَّ )) ترجمه: [هنگامى كه زنان را طلاق داديد بايد طلاق در زمان مناسب عده باشد] درحالى كه اين آيه ارتباطى با ازدواج موقت ندارد زيرا اين آيه درباره طلاق بحث مى كند در حالى كه ازدواج موقت طلاق ندارد! و جدايى آن به هنگام پايان مدت آن است.

 

اما همه این دلیل ها با سخن معروف عمر ابن خطاب نقض می شود که گفت: ( مُتعَتانِ كانَتا علَى عهد رسول اللّه (ص) و أنا أنهَى عَنهُما مُتعةُ الحجِّ و مُتعةُ النّساءِ ) یعنی: دو مُتعه در زمان رسول خدا(ص) بود، و من شما را از آن دو نهى مى كنم، مُتعه حج و مُتعه زنان.

 

المبسوط للسرخسي ج4 ص27        أصول السرخسي ج2 ص6

 

مسند أحمد بن حنبل ج3 ص325 ش 14519          المغني ج7 ص136

 

پس خود خلیفه دوم اقرار دارد که در زمان پیامبراکرم(ص) چنین ازدواجی وجود داشته است ولی برخلاف حکم صریح خداوند مردم را از این نکاح منع می کند، به چه جوازی؟ آیا عمرابن خطاب حق نهی مردم از یک امر حلال را دارد؟ آیا خلفاء حق تشریع احکام یا نسخ آن را دارند؟ جالبتر اینکه فخر رازی از علمای متعصّب اهل سنت در توجیه این کار عمر گفته: ما مجبوريم که اين روايت را از ظاهرش برگردانده و بگوييم که نسخ مُتعه و نهی رسول خدا(ص) تنها به عمر رسيده بود و به باقي صحابه کرام مانند: علي بن أبي طالب، ابن عباس، ابن مسعود، ابي بن کعب ، جابر، سعد بن أبي وقاص و... نرسيده است!!! زيرا اگر چنين نکنيم لازمه اش اعتقاد به دخل و تصرف عمر در احکام دين و تکفير وي است !!!

 

تفسیرالکبیر ج10 ص53

 

سوال ما این است که مگر می شود که نسخ یک حکم اسلامی فقط به یک نفر برسد و او تنها بداند؟؟؟ بالفرض محال اگر این نظر شاذّ که از فردی چون فخر رازی بعید نیست را قبول کنیم، آیا عمر وظیفه نداشته که مردم را از این نهی پیغمبر(ص) آگاه کرده تا نکاح موقت را ترک کنند؟؟ چرا تنها در اواخر خلافت خود باید به فکر نسخ این حکم بیفتد؟

 

حق پذیرفتنی است نه این که با سخنان مضحک آن را توجیه کنیم!

 

اما بهتر نبود که عوض توجیه کردن این سخن عمر، همان استفاده ای می کردند که این مسلمان اهل بصره می کند؟

 

يحيي ابن أكثم به يكی از شيوخ در بصره گفت: در جواز متعه از چه کسي تبعيت می کنی؟ گفت از عمر، سوال کرد که چگونه؟ درحالی که عمر از سخت گيرترين مردمان در مورد مُتعه بود .گفت چون روايت صحيح مي گويد که وی بالای منبر رفت و گفت: خداوند و رسولِ وی مُتعه را حلال کردند و من آن را بر شما حرام می کنم و بر آن عقوبت می کنم؛ پس ما شهادتش را ( درمورد حلّيت آن از نظرخدا و رسولش) قبول کرديم اما حرام کردنش را (توسط عمر) قبول نکردیم .

 

محاضرات الأدباء ج3 ص214

 

نتیجه گیری

 

1- در اینکه نکاحی به نام نکاح مُتعه یا همان ازدواج موقت توسط خداوند(جلّ جلاله) و پیامبر(ص) مشروع اعلام شده شکی نیست چون علاوه بر منابع شیعه در منابع اهل سنت نیز به آن تصریح شده است.

 

2-  بدیهی است نسخ شدن یک حکم قطعی الهی نیاز به دلائل قطعی الهی و عاری از هرگونه شک و شبهه ای دارد درغیر این صورت هیچ کس نه حق دارد چنین حکمی را منسوخ اعلام کند و نه مردم را از عمل به آن نهی کند.

 

2- عمل و نظر صحابه پیامبراسلام(ص) که اهل سنت قائل به عادل بودن جمیع آنها هستند نیز شاهد بر آن است که این حکم هیچ گاه منسوخ نشده و بلکه نیاز یک جامعه اسلامی است.حلال وجایز بودن ازدواج موقت:

 


برچسب‌ها:

ادامه مطلب
تاريخ : پنج‌شنبه 03 بهمن 1392 | 16:10 | نویسنده : mohammad0011 | ارسال نظر(0)
  1. نفاق درست نقطه مقابل تقيّه است، منافق كسى است كه در باطن به مبانى اسلام اعتقاد ندارد يا در آن ترديد دارد و متزلزل است، ولى در ميان مسلمين اظهار اسلام مى كند. تقيّه اى كه ما مى گوييم اين است كه در باطن اعتقاد صحيح اسلامى دارد، منتها تابع نظر بعضى از تندروان وهّابى كه همه مسلمين را جز خودشان، كافر مى دانند و براى آنها خط و نشان مى كشند و تهديد مى كنند، نيست; هرگاه فرد با ايمانى عقيده خود را براى حفظ جان و مال و ناموس خود، از اين گروه متعصّب كتمان كند، تقيّه است و عكس آن نفاق.

برچسب‌ها:

ادامه مطلب
تاريخ : پنج‌شنبه 03 بهمن 1392 | 15:51 | نویسنده : mohammad0011 | ارسال نظر(0)

 

درد دل امام زمان(عج) با امام حسین(ع) ... بخون و برای غریبی مولامون گریه کن!

توضیح : بیشتر بندهای این شعر از زیارت ناحیه مقدسه که در آن امام زمان(ع) در خطاب به امام حسین(ع) درد دل میکند و روایات دیگر که امام زمان(ع) فرموده اند گرفته شده است!

دوستان لطفا با حضور قلب بخوانید ... در آن لحظه که اشکهای گرمتان میچکد ما را هم از دعای خیرتان بی بهره نسازید!

 

 

حسین جان مهدی ام مهدی خسته دلم از بی وفایی ها شکسته

 

حسین جان

مهدی ام مهدی خسته

دلم از بی وفایی ها شکسته

حسین جان

مانده ام تنهای تنها

شده کرب و بلایم کوه و صحرا

حسین جان

کاش من جای تو بودم

چو یارانت بُدم گِرد وجودت

شما گفتی ولی آنها نرفتند

مرا یاران همه ، یک یک برفتند

حسین جان مهدی ام مهدی خسته دلم از بی وفایی ها شکسته

حسین جان

قطعه قطعه جسم اکبر(ع)توی کرب و بلای این زمونه

سال ها در انتظارم

هنوز حسرت به یاران تو دارم

حسین جان

انتقام نگرفته ام من

به جای امّتم شرمنده ام من

حسین جان

سر افتاده ی علی اصغر(ع)

دو کتف خونی و مشک ابالفضل(ع)

کنارعلقمه اشک ابالفضل(ع)

صدای ناله ی جانسوز زهرا(س)

فرار کودکان در دشت وصحرا

همه منزل به منزل در اسارت

چنان که شد به آل تو جسارت ...

حسین جان مهدی ام مهدی خسته دلم از بی وفایی ها شکسته

هر آنچه عمه ام زینب(س) کشیده

بود هر صبح و شام در پیش دیده

ز قلبم میزند بیرون شراره

چه کاری سخت تر از انتظاره

حسین جان

از شما شرمنده هستم

گناه امّتم بسته دو دستم

چه قدر دیگر بگویم من به امّت

دعا باشد کلید قفل غیبت ...

حسین جان مهدی ام مهدی خسته دلم از بی وفایی ها شکسته

حسین جان امّتم بر تو بگریند نمیدانند که خود با من چه کردند

هزارو یکصدو هفتادو پنج سال

چه کم آنکس که پرسیده زمن حال

هزارو یکصدو هفتادو پنج سال

چه میداند کسی دارم چه احوال

هزارو یکصدو هفتادو پنج سال

به دست و پای من زنجیر اعمال

هزارو یکصدو هفتادو پنج سال

برای عمّه ام زینب میزنم پروبال

هزارو یکصدو هفتادو پنج سال

به دل مانده هزار امید و آمال

حسین جان مهدی ام مهدی خسته دلم از بی وفایی ها شکسته

توی کرب و بلای این زمونه

آدم قدر ابالفضل(ع) و نمی دونه

توی کرب و بلای این زمونه

کسی وقت عمل باقی نمی مونه

چه قدر تیر گنه سویم روونه

توی کرب و بلای این زمونه

ندارم زینبی حرفم رسونه

حسین جان مهدی ام مهدی خسته دلم از بی وفایی ها شکسته

شما با آن مصیبت ها که دیدی

به امید ظهورم پر کشیدی

خدا داند چه قدر در انتظاری

ز خون باری چشمم بی قراری

حسین جان

کاش بودند عاشقانی

زبانی نه حقیقی یاورانی ...

گناهان را به اشک خود بشویند

ظهورم را بخواهند از خداوند

خدا اذن فرج میده به دعوت

برای انبیا اینگونه سنت

اگر شیعه وفا میکرد به بیعت

نبود تاخیر به روی عصرغیبت

حسین جان مهدی ام مهدی خسته دلم از بی وفایی ها شکسته ...

 

____________________________________________________________________________________________

 
بعد از هر نماز دستان را روی چشم بگذارید و بعد از خواندن آیت الکرسی بگویید:”اللهم احفظ حدقتی بحق حدقتی علی بن ابیطالب(ع)”

 


____________________________________________________________________________________________
 
 
 

عبدالله بن عوف گفته است:” شبی خواب دیدم که قیامت شده است و من را آوردند و حساب من را به آسانی بررسی کردند. آنگاه مرا به بهشت بردند و کاخ های زیادی به من نشان دادند. به من گفتند: درهای این کاخ را بشمار ؛ من هم شمردم ۵۰ درب داشت.

بعد گفتند: خانه هایش را بشمار. دیدم ۱۷۵ خانه بود. به من گفتند این خانه ها مال توست. آن قدر خوشحال شدم که از خواب پریدم و خدا را شکر گفتم.

صبح که شد نزد ابن سیرین رفتم و خواب را برایش تعریف کردم.

او گفت : معلوم است که تو آیه الکرسی زیاد می خوانی. گفتم : بله ؛ همین طور است. ولی تو از کجا فهمیدی. گفت برای اینکه این آیه ۵۰ کلمه و ۱۷۵ حرف دارد. من از زیرکی حافظه او تعجب کردم. آنگاه به من گفت : هر که آیه الکرسی را بسیار بخواند سختی های مرگ بر او آسان می شود.


برچسب‌ها:

تاريخ : چهارشنبه 23 اسفند 1391 | 21:43 | نویسنده : mohammad0011 | ارسال نظر(0)

 حدیث:

((کانها کوکب دری )).

 

او چون ستاره ای فروزان و درخشنده است .

امام علی (ع) می فرماید : ((والکوکب الدری القائم المنتظر (ع)) .

(( آن ستاره درخشان و فروزنده حضرت قائم منتظر (ع) است)) .

الیل آیه2 - المحجه ص253

 

____________________________________________________________________________________________

 
 
 
قرآن کریم : سوره ابراهیم آیه 5- المحجه ص108

 

(( و ذکرهم بایام الله ))

(( روزهای خدا را برای مردم یادآوری کن )).
 

امام باقر (ع)‌ می فرمایند :

 

(( روزهای خدا سه روز است یکی روز قیام حضرت قائم (عج) و دوم روز بازگشت امامان معصوم به دنیا (پس از ظهور ) و سوم روز قیامت )).


 

 ___________________________________________________________________________________________



 

زندگینامه امام زمان حضرت مهدی عجآخرین امام شیعیان در پانزدهم ماه شعبان 255 ق، علی رغم مراقبت های ویژه مأموران حکومت عباسی، در خانه امام عسکری علیه السلام چشم به جهان گشودند. تولد مخفیانه آن حضرت بی شباهت به تولد حضرت موسی علیه السلام و حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام نیست.

 

زندگينامه امام زمان، حضرت مهدي (ع)

نام: محمد بن الحسن
كنيه: ابوالقاسم
امام زمان حضرت مهدی (عج) هم نام و هم كنيه حضرت پيامبر اكرم(ص) است. در روايات آمده است كه شايسته نيست آن حضرت را با نام و كنيه، اسم ببرند تا آن گاه كه خداوند به ظهورش زمين را مزيّن و دولتش را ظاهر گرداند.
 

القاب امام زمان حضرت مهدی (عج):

مهدى، خاتم، منتظر، حجت، صاحب الامر، صاحب الزمان، قائم و خلف صالح.
شيعيان در دوران غيبت صغرى ايشان را «ناحيه مقدسه» لقب داده بودند. در برخى منابع بيش از 180 لقب براى امام زمان(ع) بيان شده است.

ولادت امام زمان حضرت مهدی (عج):

وی یگانه فرزند امام عسکری علیه السلام یازدهمین امام شیعیان است. امام زمان حضرت مهدی (عج) در سحرگاه نیمه شعبان 255 ق در سامرّا چشم به جهان گشود و پس از پنج سال زندگی تحت سرپرستی پدر، و مادر بزرگوارشان نرجس خاتون، در سال 260 ق به دنبال شهادت حضرت عسکری علیه السلام ـ همچون حضرت عیسی علیه السلام و حضرت یحیی علیه السلام که در سنین کودکی عهده دار نبوّت شده بودند ـ در پنج سالگی منصب امامت شیعیان را عهده دار شدند. آن بزرگوار پس از سپری شدن دوران غیبت با تشکیل حکومت عدل جهانی احکام الهی را در سرتاسر زمین حاکمیت خواهد بخشید.

آخرین امام شیعیان در پانزدهم ماه شعبان 255 ق، علی رغم مراقبت های ویژه مأموران حکومت عباسی، در خانه امام عسکری علیه السلام چشم به جهان گشودند. تولد مخفیانه آن حضرت بی شباهت به تولد حضرت موسی علیه السلام و حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام نیست. همان گونه که این دو پیامبر بزرگ الهی تحت شدیدترین تدابیر امنیتی فرعونیان و نمرودیان به اراده خداوند و به سلامت در کنار کاخ فرعون و نمرود متولّد شدند، حضرت مهدی(عج) نیز در حالی که جاسوسان و مأموران خلیفه عباسی تمام وقایع خانه امام یازدهم علیه السلام را زیر نظر داشتند، در کمال امنیت و بدون آن که دشمنان بویی ببرند، در سحرگاه روز جمعه نیمه شعبان قدم به جهان هستی گذاشتند.
 

سیمای امام زمان حضرت مهدی (عج)

پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار علیهم السلام هر کدام در سخنان خود به اوصاف امام مهدی(عج) اشاره کرده اند. حضرت امام رضا علیه السلام در توصیف ویژگی های چهره و سجایای اخلاقی و ویژگی های برجسته آن حضرت می فرمایند: «قائم آل محمد(عج) هاله هایی از نور چهره زیبای او را احاطه کرده است رفتار معتدل و چهره شادابی دارد. از نظر ویژگی های جسمی شبیه ترین فرد به رسول خدا(ص) است. نشانه خاصّ او آن است که گرچه عمر بسیار طولانی دارد، ولی از سیمای جوانی برخوردار است؛ تا آن جا که هر بیننده ای او را چهل ساله یا کمتر تصور می کند. از دیگر نشانه های او آن است که تا زمان مرگ با وجود گذشت زمان بسیار طولانی هرگز نشان پیری در چهره او دیده نخواهد شد».

حجت خدا
روزی عثمان بن سعید بن عمری به همراه حدود چهل نفر از بزرگان شیعه به حضور امام عسکری علیه السلام رسیدند تا درباره جانشین آن حضرت سؤال کنند و در آینده از ایجاد اختلاف در مسئله امامت جلوگیری کنند. راوی می گوید: وقتی عثمان بن سعید به حضرت عسکری علیه السلام گفت: آمده ایم تا درباره مطلب مهمی که شما به آن آگاه ترید از شما سؤال کنیم، حضرت عسکری علیه السلام فرمودند: بنشین عثمان. پس از ساعتی امام علیه السلام فرمودند: آیا می خواهید بگویم به چه منظوری آمده اید؟ همه گفتند: ای فرزند رسول خدا، بفرمایید. آنگاه حضرت فرمودند: آمده اید تا درباره حجت خدا و امام پس از من بپرسید. همه گفتند: آری. در این لحظه ناگهان پسری که چهره درخشانی چون ماه داشت و از هر حیث به امام عسکری علیه السلام شبیه بود وارد شد. حضرت فرمودند: بعد از من پیشوای شما و جانشینم این فرزند من است. مواظب باشید پس از من در دین دچار آشفتگی نشوید... بقیه در ادامه مطلب ...

 

برچسب‌ها:

تاريخ : چهارشنبه 23 اسفند 1391 | 21:38 | نویسنده : mohammad0011 | ارسال نظر(0)

emam_zaman.jpg


خبرگزاري انتخاب : عکس روبه رو تصويري ست جنجال براگيز كه بازتابها و بازخوردهاي فراوان داشته و حساسيت به اين تصوير به خاطر عده اي ست كه معتقدند « در قسمت بالای عکس نامه به خط امام زمان است و در زير توضيحات عبدالسلام محمد الحر».اين عكس در برخي مناطق تهران و مسجد جمكران به وسعت بسيار زيادي توزيع شده است.

به گزارش خبرگزاري «انتخاب»، در متن توضيح همراه اين نامه آمده است:

من، عبدالسلام محمد الحر هستم که امور تعمیر و نگهداری مسجد حضرت سیده نرجس سلام الله علیها مادر مولایمان حضرت مهدی منتظر عجل الله تعالی فرجه الشریف و نیز مسوولیت ساختن منزلی را که وقف این مسجد و برای عالم دینی آن در شهر جباع می باشد|، بر عهده دارم. من خداوند عزوجل و تمامی ملایکه و پیامران خدا و جانشینان آنان را – که صلوات و رحمت الهی بر آنان باد- بر گفتار خویش گواه می گیرم.

برحسب عادت همیشگی در هر سال و در تاریخ 12 محرم 1404 هجری قمری صندوق موقوفه مسجد را که نذورات و کمک های مردمی در آن جمع و صرف اطعام به نام حضرت اباالفضل علیه السلام و عاشورا و مناسبتهای دیگر دینی می شود، باز کردم و مشاهده نمودم به همراه پولهای درون صندوق نامه ای در آن انداخته شده که روی آن دو عدد شکلات تقریبا بزرگ قرار دارد در حالی که همه می دانیم این شکلات ها هر قدر کوچک باشند ممکن نیست از روزنه باریک صندوق به درون آن وارد شده باشند.
emam_zaman_01.jpg

این نامه هدیه ای است بسیار گرانبها عزیز و گرامی و بسیار مبارک صلوات و سلام پروردگار بر مسلمانان و تمامی مومنین و رحمت خدا بر آنان باد.

امضاء: عبدالسلام محمدالحر


برچسب‌ها:

تاريخ : چهارشنبه 23 اسفند 1391 | 21:36 | نویسنده : mohammad0011 | ارسال نظر(0)

 

تحولات روز افزوني كه در زمينه پيشرفت علوم و فنون در قرن اخير و ورود به هزاره سوم پديد آمده است باعث تفكرات فلسفي و سياسي و اجتماعي در بين جوامع شده است باورهاي ديني مردم را دچار شك و ترديد نموده و از نظر شيعيان اين مسأله مطرح است كه وظايف ما در زمان غيبت حضرت امام زمان چيست؟ به طور كلي شيعه عصر غيبت از نظر هويت تاريخي و عقايد احكام فرعي و وحدت كلمه و محاسن اخلاقي و حقيقت طلبي و انجام وظايف شرعي و ديني چه وظايف مهمي را بايد به عهده داشته باشد؟ در اين مقاله سعي شده است به عمده‌ترين اين وظايف اشاره گردد.


وظايف شيعيان در عصر غيبت با شيعيان صدر اسلام كه كنار پيامبر (ص) و ائمه طاهرين زندگي مي‌كردند علاوه بر آنكه تغيير نكرده حساس‌تر و سنگين‌تر هم شده است زيرا به هنگام انجام فرائض و وظايف در آن زمان امام و رهبر در كنار آنها به صورت عيني و ملموس بود و امروز در حجاب غيبت است.وظيفه شيعه در عصر غيبت آن است كه بر آنچه از حق و حقيقت به او رسيده ثبات قدم داشته باشد و چنگ بزند به آن حبل متين تا محفوظ بماند اين وظايف عصر غيبت در قرآن كريم و روايات و سنت پيامبر (ص) و ائمه با الفاظ مختلف مشخص شده است كه به اهم آن مي‌پردازيم:


1-شناخت امام زمان (عج)
شناخت امام زمان (عج) يكي از اهم وظايف مسلمانان است زيرا وقتي او را بشناسيم و به صفات و خصوصيات آن حضرت آشنا شويم بهتر به وظايف خود به عنوان يك مسلمان مي‌پردازيم. اين شناخت تا آن اندازه اهميت دارد كه بنا به قول حضرت پيامبر (ص) و معصومين هر كس بميرد و امام زمان خود را نشناسد چون كسي است كه زمان جاهليت مرده باشد «من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتاً جاهليه » (مجلسي / ج 3 ص 382)


اين شناخت بايد ما را مصون بدارد از شك و شبهه نسبت به وجود آن بزرگوار و ما را از اقوال و اعمال و تبليغات گمراه كننده مدعيان دروغين نجات دهد، «براي چنين شناختي بايد دو نوع معرفت داشت اول شناخت نسبت به شخص امام زمان (عج) از نظر نام و نشان و زندگي و ... و دوم شناخت صفات و ويژگيهاي آن حضرت (موسوي اصفهاني – ج 1 ص 512)


شناخت ويژگيها و صفات آن حضرت در زمان حاضر اهميت بسيار زياد دارد. زيرا وقتي شناخت حاصل شد ديگر امام زمان خود را از ياد نمي‌بريم و هر گاه از او ياد مي‌كنيم فقط يك نام در ذهن ما نقش نمي‌بندد بلكه يك شخصيت كامل باصفات عاليه مجسم مي‌گردد كه حتي نام و القاب ايشان الگو دهنده به شيعيان خواهد بود.


اين شناخت بر ساخت زندگي فردي و اجتماعي تأثير مي‌گذارد و به دلها گرمي مي‌دهد و به همين علت است كه بايد دعا كنيم كه : «الهم عرفني حجتك فانك ان لم تعرفني حجتك خللت عن ديني» (كليني / ج 5 /337)


2- انتظار فرج:
شيخ صدوق در كتاب «كمال الدين » به سند خود از عبدالعظيم حسني روايت مي‌كند روزي بر آقايم محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمدبن علي بن الحسين بن ابي طالب وارد شدم و مي‌خواستم كه دربارة قائم از آن حضرت سؤال كنم كه آيا همان مهدي است يا غير او، پس خود آن حضرت آغاز سخن كرد و گفت « يا ابا القاسم، ان القائم منا هوالمهدي الذي يجب ان ينتظر في غيبه و يطاع في ظهوره هو الثالث من ولدي» (شيخ صدوق / ج 2/ص 377)


يعني اي ابوالقاسم به درستي كه قائم از ماست و اوست مهدي كه واجب است در زمان غيبتش انتظار كشيده شود و در ظهورش اطاعت گردد و او سومين (امام) از فرزندان من است.


امام خميني (ره) در صحيفة نور مي‌فرمايند : انتظار فرج انتظار قدرت اسلام است و بايد كوشش كنيم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پيدا كند و مقدمات ظهور آن انشاء الله تهيه شود.«امام خميني / ج 2/ 198)


براي منتظران موعود آخر الزمان در روايات معصومين چنان مقام و منزلتي بر شمرده‌اند كه انسان تعجب مي‌كند منجمله شيخ صدوق از قول امام صادق (ع) نقل كرده است : « المنتظر لامرنا كالمتشحط بدمه في سبيل الله » (شيخ صدوق / ج 2 ص 378) يعني منتظر امر (حكومت) ما مثل آن است كه در راه خدا در خون خود غلتيده باشد.


در همان كتاب به نقل از امام صادق (ع) روايت ديگري به اين شرح در فضيلت منتظران آن حضرت نقل شده است « طوبي لشيعه قائمنا المنتظرين لظهوره في غيبه و المطيعين له في ظهوره اولئك اولياء الله الذين لا خوف عليهم و لا يحزنون » (شيخ صدوق / ج 2 ص 375)


يعني خوشا به حال شيعيان قائم ما كه در زمان غيبتش منتظر ظهور اويند و در هنگام ظهورش فرمانبردار از او آنان اولياي خدا هستند، همانها كه نه ترسي بر ايشان هست و نه اندوهگين شوند.


انتظار فرج امام زمان (عج) تا آن اندازه با ارزش است كه مقام شيعه را تا اولياء الله بالا مي‌برد و چنان حالتي به انسان دست مي‌دهد كه ترس و اضطراب و اندوه در درون او نخواهد بود و به قول حضرت اميرالمؤمنين (ع) بهترين اعمال در نزد خداوند بزرگ انتظار فرج است.


مرحوم مجلسي از قول حضرت علي (ع) نقل كرده است : « انتظروا الفرج و لاتيأ سوا من روح الله فان احب الاعمال الي الله عزوجل انتظار الفرج» (مجلسي / ج 18 ص 126) يعني منتظر فرج باشيد و از رحمت خداوند نا اميد نشوسيد به درستي كه خوشايند‌ترين اعمال نزد خداوند عزوجل انتظار فرج است.


3- تهذيب و خودسازي:
وظيفه شيعه منظر صاحب الزمان خود سازي براي اساس معيارهاي اصلي است، گوهر وقتي پاك شد قابل فيض مي‌شود و انسان وقتي مهذب گرديد شايسته خدمت به حضرت امام زمان مي‌گردد. خودسازي و تهذيب نفس خود به خود انجام نمي‌گيرد اين وظيفه در دوران كودكي و از دامان مادر بايد شروع شود و نظامهاي تعليم وتربيت و جامعه بايد ميداني را فراهم سازند كه در بستر آن افراد به سجاياي اخلاقي و معيارهاي اسلامي آشنا شوند و متخلق به صفات نيكو گردند.


در توقيع شريفي از جانب آن حضرت به شيخ مفيد صادر شده است عامل طولاني شدن غيبت ايشان گناهان و اعمال ناشايسته‌اي است كه از شيعيان آن حضرت صادر مي‌شود « فما يحسبنا عنهم الا ما يتصل بنا عما نكرهه، و لا نؤئره منهم» (النعماني / ج 16 ص 200)يعني تنها چيزي كه ما را از آنان (شيعيان) پوشيده مي‌دارد همان چيزهاي نا خوشايند است كه از ايشان به ما مي‌رسد و خوشايند ما نيست و از آنان انتظار نمي‌رود.


4- پيوند با مقام ولايت:
از حضرت امام محمد باقر (ع) نقل شده كه در تفسير «يا ايها الذين آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقو الله لعلكم تفلحون» (آل عمران – آيه 200) فرمودند : « اصبروا علي اداء الفرائض و صابروا عدولكم و رابطوا امامكم (المنتظر) » (نعماني ص 199) يعني : بر انجام واجبات صبر كنيد و با دشمنانتان پايداري كنيد و پيوند خود را به امام منتظر مستحكم نماييد.


پيرو آن حضرت بايد دائم به فكر تجديد و ادامه عهد و پيمان با آن حضرت باشد ائمه ما سفارش به بيعت و وفاي به عهد با امام زمان كرده‌اند پيوند دائمي شيعيان با ولايت حجت خدا دائمي و نا گسستني است.هنگامي كه هر روز دعا براي فرج امام زمان مي‌خوانيم و با او تجديد بيعت مي‌كنيم متوجه وظايف خود نسبت به امام زمان مي‌شويم هرگز تن به خواري و بي عدالتي و سستي و ركود و گناه نخواهيم داد و از خود بيگانه نخواهيم شد و هويت خود را از دست نمي‌دهيم.


5- الگو قرادادن آن حضرت:
كسي كه امام زمان خود را شناخت بايد رفتار وكردار اورا سرمشق خود قرار دهد. كلمات، فرمايشات ايشان را آويزة گوش كند. اهداف و آرمانهاي او را بشناسد حتي به معاني و مفاهيم القاب ايشان توجه داشته باشد. اقتدا و تأسي همراه با شناخت ايشان عين اطاعت از فرامين خدا و حضرت رسول الله (ص) است.


وقتي آن حضرت را مظهر عدالت گستري مي‌دانيم، عدالتخواهي را پيشه مي‌كنيم، هنگامي كه مي‌فهميم ايشان زهد پيشه هستند و بي توجه به ماديات،ما نيز آن را سرمشق قرار مي‌دهيم. زماني كه متوجه مي‌شويم ايشان از وظيفه شناسي و مسؤوليت پذيري و وفاي به عهد خوشحال مي‌شوند آن را الگو قرار مي‌دهيم.


برچسب‌ها:

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 23 اسفند 1391 | 21:11 | نویسنده : mohammad0011 | ارسال نظر(0)

صفحه قبل1...345صفحه بعد

لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران


  • آریا جی اف ایکس